درس‌هایی درباره تاثیر بر دیگران  از فیلم رستگاری در شاوشنک

فهرست مطالب

بعضی فیلم‌‌ها هستند که آن‌ها را بارها و بارها تماشا می‌کنیم. زیرا در هر بار دیدن چیزهای جدیدی متوجه می‌شویم. برای من فیلم «رستگاری در شاوشنک» یکی از این فیلم‌ها است. هر بار دیدن این فیلم مرا میخکوب می‌کند. این فیلم ایده‌های خوبی برای اندیشیدن درباره ماهیت شبکه‌سازی دارد و درس‌های ارزشمندی درباره ایجاد یک ارتباط قانع کننده به ما می‌آموزد. هریک از شخصیت‌های  فیلم در تلاش برای کنترل محیط اطراف خود و اثرگذاری بر نتایج هستند. آن‌ها در این مسیر موفق به کسب  پیروزی‌هایی می‌شوند و گاهی هم نیاز به عقب‌نشینی‌هایی پیدا می‌کنند و مجبور می‌شوند بهای سنگینی پرداخت کند. این موضوع شبیه کسب و کار است؛ این‌طور نیست؟

فیلم «رستگاری در شاوشنک» ساخته سال ۱۹۹۴، بر اساس رمان «ریتا های‌وورت و رستگاری در شاوشنک» اثر استفان کینگز که در سال ۱۹۸۲ نوشته شد، در تاریخ فیلم‌سازی بی‌نظیر است. با این که این فیلم نامزد هفت جایزه آکادمی از جمله نامزد بهترین تصویرپردازی شد، اما در اکران عموم  جزو رده‌های پایین بود و چندان فروش نکرد. اما در سال‌های بعد اتفاق جالبی افتاد. فیلم بعد از فروش منفجر شد. برای سال‌های پیاپی در تلویزیون نمایش داده شد. اجاره فیلم‌های VHS آن (این فیلم‌ها را به خاطر دارید؟) سر به فلک کشید. «شاوشنک» محبوبیت خاصی بین طرفدارنش پیدا کرد. طرف‌دارها درباره این فیلم صحبت می‌کردند و درخشان بودن فیلم را ستایش می‌کردند. بر خلاف فضای غم‌انگیز و ظالمانه پشت دیوارهای زندان، این فیلم درباره پیوندهای انسانی است. درباره این است که چگونه افراد گرفتار در یک مخمصه یکدیگر را برای رسیدن به نتیجه به حرکت وامی‌دارند. «شاوشنک» مانند دیگر فیلم‌های درخور توجه در ژانر زندان، از جمله «استالاگ»، «فرار بزرگ»، «لوک خوش‌شانس»، خشن و کاملا واقعی است و هیچ نشانه هالیوودی در آن دیده نمی‌شود. تصاویر خیره کننده کارگردان فرانک دارابونت از حبس، هرگز از سردی و افسردگی بلوک سلول‌ منحرف نمی‌شود.

یافتن اثر خود در جهانی بی‌تفاوت

طی روایت جذابی که مورگان فریمن آن را پیش می‌برد، شاوشنک چیزهای زیادی درباره نحوه شکل‌گیری و شکوفایی روابط کسب و کاری به ما می‌آموزد. مکالماتی که پشت دیوارهای زندان صورت می‌گیرد، شبیه مکالماتی است که در اتاق‌ شرکت‌ها و جلسات کسب وکارها انجام می ‌شود. هر دو محیط ، آدم‌ها را برای کشف تأثیر خود بر دیگران و ایجاد انگیزه برای اقدام به چالش می‌کشاند. حین فعالیت‌های روزمره تجاری طبیعی است گاهی احساس کنیم محیط اطراف‌مان دست و پایمان را بسته یا مقهور موقعیتی شده‌ایم که در آن قرار داریم. مردم ممکن است بی‌وفا باشند و به طور ناگهانی علاقه خود را به ما از دست بدهند.گاهی ما بر شرایط فائق می‌شویم و گاهی شرایط بر ما پیروز می‌شود. همان طور که تیم رابینز در نقش اندی دوفرن با تأکید بیان می‌کند:

«برای زندگی تلاش کن یا به استقبال مرگ برو».

تماشای تغییر شخصیت‌ها از وضعیتی به وضعیت دیگر در شاوشنک جالب است. هنگامی که سعی می‌کنند برای تغییر قدرت از یک طرف حمایت کنند. برخی مذاکره کنندگان خوبی هستند اما به هرحال همه آن‌ها به دنبال تأثیر گذاشتن بر شخص یا چیزهایی هستند. همان طور که اثرات ایجاد شده توسط هر مدیر را بررسی می‌کنیم، بهتر است درباره نقش تأثیرگذاری در زندگی حرفه‌ای خود نیز فکر کنیم.

اثر دوفرن

وقتی اندی دوفرن وارد زندان شاوشنک می‌شود، هنوز نمی‌دانیم از جنایتی که به خاطر آن محکوم شده بی‌گناه است. اوایل این‌طور به نظر می‌رسد  که در جای به شدت اشتباهی قرار گرفته است. حضور بی‌تکلف او، باعث می‌شود احمتال توانایی تأثیرگذار بودنش بعید به نظر برسد. اما اندی سرانجام با بقیه قاطی می‌شود، بسیار دوست‌داشتنی شده و به واسطه رفتارش، اعتماد زندانیان را به دست می‌آورد. بدون تردید او فرهنگ زندان را تغییر می‌دهد.

رابطه اندی و مورگان فریمن (رد) در ابتدا کمی لغزش دارد، اما در نهایت آن‌ها دوستان خوبی می‌شوند. اندی متوجه موقعیت رد در جامعه زندانیان می‌شود، رد به خوبی می‌تواند با اعمال نفوذ خود، چیزهای مشخصی را در زمان‌های مختلف تهیه کند. با کمی هنر مجاب کردن، اندی چکشی سنگی به دست آورده که به تدریج او را به آزادی می‌رساند. از طرف دیگر، رد هم از عقل فراوان و مهارت‌های دیپلماتیک اندی برای کسب امتیازات خاص بهره می‌برد.

اندی توانایی غریبی در سلطه به دیگران از خود نشان می‌دهد مخصوصا وقتی موفق می‌شود حملات جنسی مکرر زندانیان مخالف را از بین ببرد و اعتبار خاصی در چشم همتایان خود پیدا کند. ساموئل نورتون سرپرست فاسد شاوشنک متوجه تیزهوشی اندی در امور مالی شده و او را برای پنهان نگه داشتن اقدامات مالی مرموز خود به کار می‌گیرد. اندی بیشترین تاثیر خود را در این جا دارد؛ اثری که در نهایت به او رهایی می‌بخشد. او حین کارهای مالی اعداد را طوری دستکاری می‌کند که نورتون نفرت‌انگیز مقصر شود.

فرار اندی از زندان شاوشنک بسیار هنرمندانه و ماهرانه است. اثرگذاری او از همان ابتدا و در بیشتر اوقات هم در سطح فردی و هم در جامعه زندان احساس می‌شود. اندی به خوبی قادر است هنگام نیاز بهترین و مناسب‌ترین کلمات را پیدا کند.

در ادامه به این مثال‌ها توجه کنید:

هنگامی که اندی و چند زندانی دیگر در حال قیرمالی روی یک پشت بام هستند، اندی صدای کاپیتان هادلی، نگهبان سادیستی زندان، را می‌شنود که در حال گلایه از مالیاتی است که قرار است به ارث ۳۵ هزار دلاری او تعلق گیرد. اندی در حالی که چیزی نمانده از ساختمان به پایین پرت شود، هادلی را متقاعد می‌کند که با پرداخت مبلغی به عنوان یک هدیه قانونی به همسرش می‌تواند کل پول را حفظ کند. در ازای انجام تشریفات اداری کار، اندی برای هر کدام از همکارانش دو آبجو درخواست می‌کند. او از طریق این عمل فداکارانه و مرگبار تأیید كامل همكاران خود را بدست آورده و باعث می‌شود نگهبانان با او رفتار حرفه‌ای‌تری داشته باشند.

هدف اندی تزریق فرهنگ و تغییر یکنواختی زندگی در زندان است. او به طور جدی و مثال زدنی نامه‌ای پس از نامه دیگر به مجلس سنای ایالت ماین[12] می‌فرستد به این امید که بتواند برای گسترش کتابخانه زندان سرمایه‌ای تهیه کند. در عوض یک توافق غیرقانونی، سرپرست نورتون نامه‌های اندی را پست می‌کند. در نهایت پول و کتاب‌هایی برای پر کردن قفسه‌ها می‌آید و اندی باخشنودی سریعا اعلام می‌کند:«از این پس به جای یک نامه هفته‌ای دو نامه می‌نویسم».

جیمز ویت مور در نقش بروکس هاتلن در تلاشی برای آزاد نشدنش از زندان شاوشنک، عاجزانه زندانی دیگری (هیوود) را با چاقو تهدید می‌کند. اندی طی یک مذاکره همراه با تنش، هاتلن را که در حال فروریزی است متقاعد می‌کند سلاح را رها کند. سریع فکر کردن اندی و آرام ماندن او در آن شرایط سخت باعث جلوگیری از وخیم شدن اوضاع شده و به او کمک می‌کند اختلاف را حل کرده و نظم را بازگرداند

متقاعد کننده‌ترین نمایش اثرگذاری اندی، رفتار و اقدامات رد است که بعد از آزادی از زندان شاوشنک تحت تاثیر قرار می‌گیرد. گرچه رد خود اعتراف می‌کند قادر به زندگی خارج از زندان نیست اما احساس می‌کند باید به قولی که به دوستش داده عمل کند. او به توصیه اندی که می‌گفت «مشغول زندگی باش» توجه می‌کند. آزادی مشروطش را زیر پا گذاشته و به سفری می‌رود که او را به ساحل اقیانوس آرام در Zihuatanejo در مکزیک و دوباره او را به اندی می‌رساند و یکی از به یاد ماندنی‌ترین صحنه‌های پایان را در تاریخ فیلم رقم می‌زند.

در حالی که اثر دوفرن در کل فیلم حضور دارد، شخصیت‌های دیگر نیز به منظور تحقق یک هدف‌، اراده خود را به محیط اطراف خود تحمیل می‌کنند. در موارد بسیاری تأثیر آن‌ها به مکانیسم بقا تبدیل می‌شود.

اثر رد

مورگان فریمن در نقش الیس بوید ردینگ معروف به رد، به عنوان «مردی که می‌داند چگونه چیزها را به دست آورد» شناخته می‌شود. رد یک آذوقه‌رسان است؛ کسی که نفوذ دارد و می‌تواند به خیلی چیزها دست پیدا کند. او به اندازه‌ای در سیستم زندان نهادینه شده که کارهایش را با تکیه به فرآیندهای زندان پیش می‌برد. رد امکاناتی فراهم می‌کند که فرار اندی را ممکن می‌سازد (چکش سنگی، پوسترهای تصویر دختران که دیوار سلول اندی را می‌پوشانند و کار در حال انجام او را پنهان می‌کنند). رابطه رد و اندی از کار فراتر می‌رود. در قاب‌های پایانی فیلم، قدرت واقعی این همکاری را درک می‌کنیم و جلوه‌ای از تأثیر رد را در دنیای واقعی می‌بینیم.

فیلم، رد را قبل از جلسه کمیته عفو مشروط نشان می‌دهد. اگرچه پشیمان است اما دیگر تحمل این جلسه را ندارد. بعد از فرار اندی به نظر می‌رسد رد از موقعیت خود کناره گرفته است. او در آخرین جلسه دادرسی خود طی یک تک‌گویی صادقانه و بی‌محابا سخنرانی شدیدالحنی علیه سیستم این کمیته ایراد می‌کند. بی‌پروایی او کمیته را راضی می‌کند که حبس او کافی است و با آزادی او موافقت می‌شود.

اثر سرپرست نورتون

یکی از تصاویر جالب توجه در طول فیلم، رفتار ناخوشایند سرپرست ساموئل نورتون بوده که به شدت برخلاف علاقه و تاکید او به کتاب مقدس است. طمع بی‌حد و سوءاستفاده بی‌وقفه او از قدرت، محور اصلی سقوط اوست. نورتون به اندی چیزی شبیه اعتماد و حسن‌نیت نشان می‌دهد که مزیت‌هایی برای اندی در پی دارد اما مدام یادآور می‌شود که نباید مورد اعتراض و مخالفت قرار گیرد. اندی باید بنده‌ای خوار و تابع مثل یک عروسک خیمه شب بازی در دستان هوس نورتون باشد.

نورتون ظالم به خوبی یک آنتاگونیست (مخالف) شایسته را به نمایش می‌گذارد، او با قاطعیت از قلمرو خود دفاع می‌کند و برای خنثی‌سازی یا از بین بردن کسانی که سعی در افشای او دارند، هیچ محدودیتی ندارد. اندی با وجود این که بارها به دلیل اطاعت نکردن از نورتون به انفرادی می‌افتد اما همچنان مقاوم می‌ماند. در انتها نورتون به جای رو به رو شدن با بی‌خردی‌های مالی‌اش، با انگشتی بر روی ماشه سرنوشت خود را رقم می‌زند.

اثر رندال استیونس

در اواسط فیلم اندی با اطمینان به رد می‌گوید که او یک هویت خیالی با عنوان «رندال استیونس» ساخته است که درآمدهای معاملات مرموز نورتورن را به حساب او واریز کرده است. از طریق این تبادل متوجه می‌شویم با چه روش قانونی، اندی هزاران دلار را بدون اطلاع سرپرست به حساب این هویت خیالی انتقال می‌دهد. او در شب فرار، خیلی طبیعی دفترچه واقعی را با اسناد ساختگی عوض می‌کند. سپس گزارش فسادی علیه نورتون مشکوک ارائه کرده و خودش با عنوان رندال استیونس ۳۷۰هزار دلار به طور قانونی برای شروع زندگی جدیدش به دست می‌آورد.

اثر تامی

با وجود زمان محدود حضور تامی ویلیامز روی صحنه، تامی از پشت پرده‌ای رونمایی می‌کند که به نقطه عطف فیلم تبدیل می‌شود. تامی بعد از ورود به زندان متوجه می‌شود اندی در حال آموزش دیگر زندانیان برای گرفتن مدرک GED است. اصرار تامی بر این که او انسانی بازنده نیست، اندی را تحت تأثیر قرار می‌دهد تا او را به عنوان دانش‌آموز بپذیرد. ناتوانی تامی در تمرکز باعث می‌شود ناراحتی و ناامیدی او به جوش آید که افشای جزئیاتی اساسی را در پی داشته که می‌تواند به تبرئه شدن اندی منجر شود. متأسفانه، تامی هرگز این شانس را پیدا نمی‌کند که داستانش را برای کسانی بگوید که اهمیت دارد (در دادگاه شهادت دهد).

به کمک یک فلش بک در فیلم تامی اتفاقاتی را که در حبس قبلی‌اش افتاده بازگو می‌کند. اتفاقات جالبی که ثابت می‌کند اندی «بانک‌داری که همسرش را به قتل رسانده» نیست. وقتی اندی می‌بیند لغو محکومیتش امکان‌پذیر است به سرعت نزد نورتون رفته و درباره پرونده‌اش دادخواهی می‌کند. نورتون که می‌داند با این تحول جدید ممکن است اعمال زشتش افشا شود، کاری می‌کند اندی به در بسته بخورد و امیدش را از دست بدهد. اندی با غیرت خود به نورتون حمله می‌كند و با بدخلقی می‌پرسد: «چگونه می‌توانی اینقدر بی‌حس باشی؟»

وقتی تامی نزد سرپرست نورتون حقیقت داشتن داستانش را تایید می‌کند، قربانی اثرگذاری خود می‌شود. نورتون  می‌داند شهادت تامی می‌تواند تصمیم دادگاه را به نفع اندی تغییر دهد و موجب افشای رسوایی مالی در شاوشنک شود. بنابراین تامی را در حیاط زندان اعدام می‌کند. اتفاقی که به قربانی کردن گوسفند شبیه است.

تاثیر زندان شاوشنک

زندان با ظاهر شوم و محدودیت‌های سفت و سختی که دارد، خود یکی از شخصیت‌های فیلم است. حیاط زندان صحنه‌ای برای به پرواز درآمدن روایت است. دارابونت با احتیاط فراوانی زندان شاوشنک را به غم‌افزاترین روش ممکن معرفی می‌کند و هیچ‌گاه از نمایش سختی حبس غافل نمی‌شود.  نگهبان‌ها پسوندهای انسانی این قلمرو هستند. مهم‌ترین آن‌ها کاپیتان هادلی تندخو است که بر هر کس که جرات کند قانونی را زیر پا بگذارد، عدالت را به مدل خودش پیاده می‌کند. فرار اندی از شاوشنک نقطه اوج  و هیجان‌انگیز فیلم و نشان دهنده تسلط کامل انسان بر محیط اوست که زمینه را برای یک نتیجه‌گیری رضایت‌بخش و عالی فراهم می‌کند. دیوارهای زندان که به ظاهر نفوذناپذیر بودند، سرانجام تحت تأثیر اندی قرار می‌گیرند. هنگامی که داستان به اوج می‌رسد و اندی از میان گل تونلی حفر می‌کند، بیرون آمدن او مانند زایمان طفل است. اکنون شاهد تلاش او برای خارج شدن از رحم هستیم. با یک فشار نهایی در لوله، اندی متولد می‌شود. او میوه‌ای است که مادر زندان زاییده است و اکنون زندگی او از نو آغاز می‌شود.

نتیجه نهایی

همه ما درجات مختلفی از توان تأثیرگذاری بر دیگران را داریم. هنگامی که کارها سخت می‌شود، این دشواری راهی برای صعود شما و تغییر اوضاع پیدا می‌کند. تأثیرات ممکن است مشهود یا به سختی قابل درک بوده، کوتاه مدت یا بلند مدت باشد. موفقیت شما در کسب و کار نیز به میزان توانایی شما در اثرگذاری بستگی دارد. شما چه یک فروشنده باشید که می‌خواهید با چرب زبانی و تملق به چشم‌انداز خود برسید، چه رهبری باشید که برای پیش‌برد ابتکاراتش به دنبال ایجاد همکاری مشاروکتی است، چه سخنرانی باشید که به دنبال اثرگذاری بر مخاطب است؛ اعمال شما باید هدف داشته باشد. با نشان دادن توانایی‌های خود کار را شروع کنید و کارها را قسمت به قسمت جلو ببرید.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.